شهادت حضرت علی(ع)رابه تمام شیعیان جهان تسلیت می گوییم

 
 

علی(ع)؛خلیفه خدا و جان پیغمبر(

 
 
 

یاد کرد مجسمه تقوا و عدالت، جان پیامبر وشخصیت بی بدیل بشریت؛ «حضرت مولی الموحدین علی بن ابیطالب(ع)» ماه ضیافت و مهمانیخدا را در سکوت مبهم غمی توانفرسا و سوگی بس عظیم فرو می برد.

         
   
   
   
 
   
   
 
     
   
 

یاد کرد مجسمه تقوا و عدالت، جان پیامبر و شخصیت بی بدیل بشریت؛«حضرت مولی الموحدین علی بن ابیطالب(ع)» ماه ضیافت و مهمانی خدا را در سکوت مبهمغمی توانفرسا و سوگی بس عظیم فرو می برد.

اضطراب شیعیان از سحرگاهی که مولای عارفان، شقی اولین و آخرینرا از خواب تاریک خود بیدار کرد؛ سحرگاهی که ندای (فزت و رب الکعبه) از کرانه مسجدکوفه به گوش رسید و افق عبودیت حق از خون مطهر سید الاوصیاء گلگون شد، به موازات شبهای قدر همچنان باقی است.

به مناسبت ایام شهادت حضرت امیر(ع)، خلاصه یکی از سخنرانی هایارزشمند حکیم متأله و علامه ذوالفنون «حضرت آیت الله جوادی آملی (دامت برکاته)» کهبه مناسبت این رخداد تلخ تاریخ ایراد شده را با هم ازنظر می گذرانیم.

علی(ع)، مظهر تام خلافت خدای سبحان

آن مقداری که بشر از کمال چیزی می فهمد، در دعای امام باقر- کهباقر علوم اولین و آخرین است- به عنوان دعای سحر جلوه کرده است. صدر و ساقه ایندعای سحر، اوصاف کلی و جزئی خداست. از بهاء و کمال و جمال و جلال گرفته تا به جبروتختم شده؛ اینها کمالات خداست. همه این کمالات منتها بالعرض، نه بالذات؛ بالتّبع نهبالاستقلال در «خلیفه الله» که علی(ع) مظهر تام خلافت است، محقق است. زیرا همهاسمای الهی را خدا به خلیفه اش که انسان کامل است، داد.

آنچه را که شما در دعای سحر به نحو بالذات و استقلال درباره خداسراغ دارید، به نحو تبع و عرض در خلیفه الله، علی بن ابیطالب(ع) می یابید.

آشنایی امیرمؤمنان(ع) به راههای آسمان «معنوی» بیشتر از امور (عادی)

وقتی به سخنان خلیفه الله، علی بن ابیطالب(ع) مراجعه می کنید،می بینید او شجاعتش را در این نمی داند که عمربن عبدود و مانند آن را به خاکانداخت، او شهامتش را در این نمی داند که در قلعه خیبر را کند؛ او شهامتش را در علمو عمل دیگری می داند. آنجا که بخواهد خود را معرفی کند، با این بیان ذکر می کند که: سلونی قبل ان تفقدونی قلانا بطرق السماء أعلم منی بطرق الأرض(۱)، هرچه خواستید ازمن بپرسید. این یک تحدّی جهانی است؛ این حرف را غیر علی(ع) هیچ کس نگفت، مگر اینکهرسوا شد! و از غیر خلیفه الله هم ساخته نیست که چنین تحدی کند.

فرمود: راههای آسمانی را من بهتر از راههای زمینی بلدم. منظوراز این آسمان همان است که به روی مؤمنین باز است و به چهره کافران بسته است؛ نه اینآسمان نجومی و ریاضی! این آسمانی که فرمود: لا تفتح لهم ابواب السماء(۲)، نه اینآسمان مادی که هم اکنون سفینه ها مرتب در ترددند! فرمود: آن آسمانی که درش هرگز بهروی کافر باز نمی شود، من راههای آن آسمانها رابهتر از راههای زمینی بلدم. چون یکانسان ملکوتی، ملکوتش قوی تر از ملک است؛ برای اینکه ملکوت قوی تر از ملک است.

تفاوت علی(ع) با سائر اصحاب رسول خدا(ص)

حرف علی(ع) خیلی رساست. فرمود: من با سائر اصحاب فرقم این استکه دیگران لم یکن احد من اصحابه من کان یسأله و یستفهمه، و کان لا یمر من ذلک شیءلی من ذلک الا و سألته عنه لحققته(۳). فرمود: من با سائر اصحاب فرقم این است کهآنها این معارف را از رسول خدا سؤال نمی کردند؛ ولی من هیچ مطلبی پیش نمی آمد، مگراینکه می پرسیدم و می فهمیدم و حفظ می کردم. من با او یک چنین فرقی دارم! لذا هرچهبخواهید، من می دانم.

چگونگی «جان پیغمبر» بودن امیرمؤمنان(ع)

جان علی در جان پیغمبر قرار دارد. این نه تنها در آیه مباهلهاست که فرمود: علی به منزله نفس ماست، و انفسنا و انفسکم(۴)؛ بلکه از ضمیمه کردن

/ 0 نظر / 4 بازدید