تحریفات در واقعهء تاریخی کربلا

    تحریف در زبان عربی از مادّه حرف به معنی منحرف کردن چیزی از مسیر اصلی خود که داشته است و یا باید داشته باشد. به عبارت دیگر تحریف نوعی تغییر و تبدیل است، ولی تحریف مشتمل یر چیزی است که کلمهء تغییر و تبدیل نیست. شما، اگر کاری کنید که جمله ای، نامه ای، شعر و عبارتی آن مقصودی را که باید بفهماند، نفهماند و مقصود دیگری را بفهماند، می گویند شما این عبارت را تحریف کرده اید. قرآن کلمه تحریف را به خصوص در مورد یهودیان به کار برده و اگر تحقیقی جامع انجام بدهیم، بیشتر خبرگزاریهای تبلیغاتی جهان در دست یهودیان بوده و یا خط دهنده آنها به طریقی با یهودیان در تماس است مانند آسوشیتدپرس برای یونایتدپرس .
    تحریف انواعی دارد که مهمترین آنها عبارت است از:تحریف لفظی و تحریف معنوی.
تحریف لفظی این است که ظاهر مطلبی را عوض کنند یعنی از یک جمله گفتاری حذف یا اضافه شود یا جملات را پس و پیش کنند.
تحریف معنوی این است که ظاهر مطلب را عوض نمی کنند یعنی در لفظ تصرف نمی شود ولی آنرا طوری معنا می کنند که خلاف گوینده مطلب را بیان می کند، بعبارتی دیگر طوری تفسیر می کنند که با بیان و عمل آن فرق می کند لذا تحریف معنوی بسیار خطرناکتر از لفظی است.
    مانند: در روزی که مسجد مدینه را بنا کردند جناب حضرت عمار فوق العاده زحمت صادقانه می کشید پیامبر(ص) هم در حق او فرمودند: یا عَمّار، تقتلک الفئة الب
اغیة؛ ای عمار تو را گروهى طاغی و سرکش به شهادت می رسانند. لذا وقتی عمار در صفین در سپاه حضرت علی(ع) بود وزنه بزرگی برای حضرت محسوب می شد، افراد ضعیف الایمان هم که سخن رسول خدا(ص) را شنیده بودند تا وقتی عمار شهید نشده بود هنوز مطمئن نبودند جنگی را که در رکاب علی (ع) می کنند به حق است یا نه؟ وقتی هم که عمار شهید شد ناگهان فریاد از همه بلند شد که حدیث پیامبر صادق آمد و مثل آفتاب روشن بود که گروه طاغی سپاه معاویه است. با استناد به آیه نهم سوره حجرات ( وَ اِن طائفَتان اِلی اَمْرالله) پس به نصّ قرآن باید به نفع لشگریان حضرت علی (ع) علیه سپاه معاویه وارد جنگ شد. این قضیه تزلزلی در لشکر معاویه ایجاد کرد. معاویه که همیشه با حیله کار خود را پیش می برد به یک تحریف معنوی دست زد. چون که گفتار پیامبر(ص) را نمی شد تحریف لفظی کرد زیرا اقلاً پانصد نفر در آن زمان این مطلب را از پیامبر(ص) شنیده بودند و شهادت می دادند که فرمایش پیامبر را  شنیده ایم.
   
عدّه ای از سپاه معاویه به معاویه اعتراض کردند که عمار را ما کشتیم، معاویه به آنها گفت اشتباه نکنید، عمار را علی(ع) آورده و او موجب کشته شدن عمار شده است. عمر و عاص ملعون دو پسر داشت یکی مانند خودش دنیاپرست و فاسق بود ولی دیگری نستباً مؤمن که عبدالله نامداشت، در جلسه ای که عبدالله حاضر بود همین مغلطه معنوی را به کار بردند، عبدالله گفت: این چه حرفی است که می زنید عمار در لشگر علی(ع) بوده پس علی(ع) او را کشته است، بنابراین حمزه سیدالشهداء عموی پیامبر
که در احد به شهادت رسید، پیامبر او را کشته است؟ معاویه به عمر و عاص می گوید: چرا جلوی پسر بی ادبت را نمی گیری؟
    
     با کمال تاسف تحریفات زیاد
ى در حادثه عاشورا وارد شده که موجب مسخ کردن و کم اثر کردن قضیه شده است و متأسفانه به قول شهید استاد مطهری برای مصیبت امام حسین(ع) و اهل بیتش (س) به خاطر آنهمه زجرهای روحی و جسمی و ضربات شمشیرها نباید گریست بلکه باید به خاطر مظلومیت و دروغ پردازیهایی گریست که مقام حضرت ابی عبدالله الحسین (ع)
را متنزّل می کند.

مثلاً گفته اند:
    لیلا مادر علی اکبر(ع) نذر کرده
که اگر فرزندم سالم بماند از کربلا تا مدینه ریحان خواهم کاشت، بعدها علما با سند رد نمودند اولاً حضرت در کربلا حضور نداشته، ثانیاً منطقه فیمابین کربلا و مدینه برای کشت ریحان بلا امکان است، ثالثاً مسافت بین آن دو شهر سیصد فرسنگ است.
     گفته اند امام حسین(ع) در کربلا سیصد هزار نفر را کشته است، اگر فرض شود هر ثانیه یک نفر را بکشد برای این تعداد هشتاد و سه ساعت و بیست دقیقه وقت لازم است.

عوامل تحریف

 یک نوععوامل عمومی است، یعنی بطور کلّی عواملی وجود دارد که تواریخ را دچار تحریف می کند و اختصاصا به حادثهء عاشورا ندارد.
مثلاً همیشه اغراض دشمنان، خود، عاملی است برای اینکه حادثه ای را دجار تحریف کنند. دشمن برای اینکه به هدف و غرض خود برسد، تغییر و تبدیلهائی در متن تاریخ ایجاد و یا توجیه و تفسیرهای ناروایی از تاریخ می کند و این نمونه های زیادی دارد که در تحریف واقعهء کربلا هم این عامل دخالت داشته است.
    عامل دوم
عامل دوم،تمایل بشر به اسطوره سازی و افسانه سازی است و این در تمام تواریخ دنیا وجود دارد، بهترین دلیلش این است که مردم برای نوابغی مثل بوعلی سینا و شیخ بهایی چقدر افسانه جعل کردند! مثلاً می گویند بوعلی  در مدّتی که در اصفهان تحصیل می کرد، گفت من نیمه های شب که برای مطالعه بر می خیزم، صدای چکّش مسگرهای کاشان نمی گذارد مطالعه کنم. رفتند تجربه کردند، یک شب دستور دادند مسگرهای کاشان چکش نزنند، آن شب را بوعلی گفت آرام خوابیدم و یا آرام مطالعه کردم. این جور چیزها اختصاص به حادثهء عاشورا ندارد، مردم دربارهء بوعلی هر چه می گویند، بگویند ، به کجا ضرر می زند؟ به هیچ جا. امّا افرادی که شخصیّت آنها، شخصیّت پیشوایی است، قول آنها، عمل آنها، قیام آنها، نهضت آنهاست و حجّت است، نباید در سخنانشان، در شخصیّتشان، در تاریخچه شان تحریفی واقع شود.
   عامل سوم
عامل سوّم یکعامل خصوصی است. دو عامل گفته شده در تمام تواریخ دنیا هست، ولی در خصوص حادثهء کربلا یک جریان و عامل بالخصوصی هست که سبب شده است در این داستان، جعل واقع شود.
    پیشوایان دین از زمان پیغمبر اکرم و ائمه اطهار دستور اکید داده اند که باید نام حسین بن علی (ع) زنده بماند، باید مصیبت حسین بن علی (ع) هر سال تجدید شود، چرا؟ این چه دستوری است در اسلام، چرا ائمه دین اینهمه به این موضوع اهتمتم داشتند، و چرا برای زیارت حسین بن علی (ع) انیهمه ترغیب و تشویق است؟.....
    حسین (ع) مکتب عملی اسلام را تأسیس کرد. حسین (ع) نمونهء عملی قیامهای اسلامی است. خواستند مکتبش زنده بماند، خواستند سالی یکبار امام (ع) با آن نداهی شیرینش و آن انگیزه اش ظهور کند؛ برای همیشه زنده بماند. هر چه ما در این راه کوشش کنیم بشرط آنکه هدف آن را تشخیص دهیم بجاست. امّا متأسّفانه عده ای این را نشناختند، خیال کردند بدون اینکه مردم را با فلسفهء قیام حسینی و مکتبش  آشنا کنند و مردم را عارف به مقامات حسینی کنند، همین قدر که آمدند و نشستند و نفهمیده و ندانسته گریه ای کردند، کفّاره گناهان است.بعضی می گویند هدف وسیله را مباح می کند. هدف که خوب باشد، وسیله هر چه باشد،شد! اینها هم گفتند ما یک هدف مقدس داریم و آن گریستن بر امام حسین(ع) است که کار خوبی است و باید گریست،به چه وسیله بگریانیم؟؟؟
  
 گفتند اشک جاری می شود یا نه؟ همین قدر که اشک جاری شود اشکال ندارد! شیپور بزنیم، طبل بزنیم، به بدن مرد لباس زن بپوشانیم، عروسی قاسم بگیریم، جعل کنیم، تحریف کنیم، در دستگاه امام حسین(ع) این حرفها مانعی ندارد و ....  در نتیجه افرادی دست به جعل و تحریف این واقعهء بزرگ زدند

/ 0 نظر / 6 بازدید